تبليغاتX
هر چی شما دلت بخواد
خبر/تبلیغ/فال و ...

وب سایت من:

www.SHB.ir

معرفی شقایق بالندری

ترانه های شقایق

کتاب آوای شقایق

مجله عصر فرهنگ

گالری عکس

آموزش

وبلاگ

فروشگاه لوازم فانتزی

در وب سایت رسمی شقایق بالندری

نوشته شده توسط شقایق در ساعت 14:48 | لینک 

 

يه روز تصميم گرفتم بخاطر مشكلم خودم رو از بالاي ساختمان پرت کنم پايين

.................

 

 طبقه دهم زوجي رو ديدم که عاشقانه يکديگر رو در آغوش گرفته بودند

 

طبقه دهم زوجي رو ديدم که عاشقانه يکديگر رو در آغوش گرفته بودند

 www.isfahan4u.com

 طبقه نهم پيتر رو ديدم که مثل هميشه تنها بود و گريه مي کرد

 

طبقه هشتم مردي رو ديدم که نامزدش با بهترين دوستش هم خواب شده بود

 طبقه هفتم دختري رو  ديدم که قرص هاي ضد افسردگي روزانه اش رو مي خورد

 

 طبقه ششم شخص بيکار رو ديديم که هفت تا روزنامه خريده بود و نا اميدانه دنبال کار مي گشت

 


طبقه پنجم آقاي وانگ رو ديدم که داشت لباش خانمومش رو مي پوشيد ؟؟

 

 طبقه چهارم رز رو ديديم که مثل هميشه با دوست پسرش جر و بحث مي کرد

 


طبقه سوم مرد پيري رو ديدم که اميدوارانه منتظر بود تا کسي زنگ خونه اش رو بزنه و به ديدنش بياد

 


طبقه دوم ليلي همچنان غصه شوهر گم شده اش رو که از يک سال و نيم پيش نا پديد شده بود را مي خورد

 

 قبل از اينکه خودم رو از ساختمان پرتاب کنم فکر مي کردم من بد شانس ترين فرد دنيا هستم


 


 

الان مي دونم که هر کسي مشکلات و نگراني هاي خودش رو داره بعد از اينکه تمام اينها رو ديدم به اين موضوع فکر کردم که من اونقدر ها هم بد بخت نبودم

همه اون آدم هايي که ديديم الان دارند به من نگاه مي کنند


و حتما پيش خودشون فکر مي کنند که اونقدر ها هم بدبخت نيستنند

خيلي خوبه که آدم مهم باشه ولي مهم تر از همه اينه که آدم خوب باشه و هر مقامي هم كه باشه مغرور نباشه.

نوشته شده توسط شقایق در ساعت 0:12 | لینک  | 

بشر به روياي نامرئي شدن نزديک مي شود
 
اگر جسم
A
 را با پوششي از متامتريال محافظت کنيم، انعکاس هاي نوري از جسم
B
 با برخورد به پوشش متامتريال، جسم
A
 را دورزده و بيننده عملآ جسم
A
 را نخواهد ديد.

دانشمندان در بريتانيا و ايالات متحده راه حل هوشمندانه اي براي نامرئي کردن اشيا پيشنهاد کرده اند. اين روش به کمک احاطه کردن شيء با ماده اي که متامتريال
(metamaterial)
 نام دارد انجام ميگيرد.

متامتريال بخ ماده مرکبي گفته ميشود که داراي خواص نامتعارف الکترومغناطيس در ساختار وجودي خود است. بنا به گفته محققان، پرتوهاي نوري که بر اين ماده افکنده ميشوند، به دور شيء ميگردند و در طرف ديگر دوباره جمع شده و دقيقا در همان مسير قبلي به راه خود ادامه ميدهند.

هرچند اين ايده در حال حاضر تنها در حد تئوري مطرح است است، اما محققين اميدوارند که در طي پنج سال آينده موادي را بسازند که براي امواج راديويي قابل تشخيص نباشد.

متامتريال، ماده اي است که از ترکيب ميله هاي ريز و مجموعه اي از حلقه هاي فلزي و مانند آنا ساخته شده است که براي اولين بار توسط ديويد اسميت
(David Smith
 
 استاد دانشگاه کاليفرنيا) ساخته شد.

آنچه اين مواد را غير معمول کرده است، خاصيت ضريب شکست منفي نور در آنها است، به اين معنا که اين مواد نور را در جهت مخالف مواد عادي منکسر ميکنند. مواد الکترومغناطيس تشکيل دهنده آنها ميتواند با دستکاري مختصر و دقيق ساختارشان "تنظيم" نيزبشود.

آيا نامرئي شدن ممکن است؟
رويترز- همانطور که گفته شد مواد جديدي که ميتوانند شيوه گشتن نور يا هر اشعه ديگر به دور اشياء را تغيير دهند ميتوانند روشي براي نامرئي کردن آنها مهيا کنند.

دو گروه مجزا از محققين به نظرياتي مشابه درباره روشهاي استفاده آزمايشي از متامتريال دست يافتند. آنها اعتقاد دارند که با پيچيدن اشياي مختلف در متامتريال ميتوان آنها را از نور مرئي، نور مادون قرمز، مايکروويو (ريزموج) و شايد دستگاههاي ردياب صوتي، پنهان کرد.

کار آنها بر اين مطلب دلالت ميکند که تجسم علمي - تخيلي از پوششهاي نامرئي کننده ميتواند کاملا امکان پذير باشد. البته تقليد از رداي هري پاتر و مرد نامرئي در فيلمها و داستانها مشکلتر خواهد بود زيرا اين مواد بايد به صورت پوشش ضخيمي مورد استفاده قرار گيرند.

اين روش با توجه به خاصيت انکسار(شکست) نور مطرح شد. اين خاصيت نور به اين شکل است که امواج الکترومغناطيسي همواره سريعترين مسير (و نه لزوما کوتاه ترين مسير) را براي حرکت خود انتخاب ميکنند، براي مثال اگر مدادي را در داخل ظرف آب قرار دهيم، به نظر شکسته ميرسد.

اولف لئونهارت
(Ulf Leonhardt)
، فيزيکدان دانشگاه سنت اندرو در بريتانيا، در يکي از گزارشات خود نوشته است:

"موقعيتي را تصور کنيد که يک ماده، نور را از دور حفره اي در خود عبور دهد"، نور در پشت اين شيء دوباره به مسير سابق برميگردد، مانند اينکه تمام مدت در خط مستقيم حرکت ميکرده است.

لئونهارت ادامه ميدهد: "هر چيزي که در اين حفره قرار داده شود از نظر پنهان خواهد ماند. اين ماده، واسطه اي است که يک خطاي باصره کامل را ايجاد ميکند : نامريي بودن."

" چنين وسايلي ميتوانند امکان پذير باشند. روشي که در اينجا ايجاد شده است ميتواند به کمک امواج الکتومغناطيس ديگر و صوت، در گريز نگارها نيز به کار گرفته شود."

اين تئوري از روش مورد استفاده در بمب افکنهاي مدرن استيلت
(stealth
 به معناي پنهان کاري) که در آن با منعکس کردن امواج رادار از روي سطح خود، مانع ديده شدن ميشدند، متفاوت است.

در روش مورد نظر، شيء در پوسته اي از متامتريال قرار ميگيرد و ميتواند خطايي حسي مانند سراب را ايجاد کند. متامتريال ها سازه هايي مرکب هستند که عمدا به شکلي طراحي شده اند که هيچ شباهتي با آنچه در طبيعت هست، نداشته باشند. آنها داراي خواص نامتعارفي مانند شکستن نور به شکلي منحصر به فرد هستند.

مطالعه بر روي ايده نامرئي شدن، مانند هر موضوع ديگري در فيزيک، به مقداري تخيل نياز دارد.

ديويد شورينگ از دانشگاه دوک
(Duke University)
 واقع در کاروليناي شمالي ميگويد: "فضا را به شکل يک پارچه بافتني درنظر بگيريد و تصور کنيد که بدون پاره کردن بافتني و تنها با فروبردن شيئ نوک تيزي در ميان نخها، سوراخي ايجاد ميکنيد."

"نور يا ريزموجها يا امواج رادار از ميان نخهاي پارچه عبور ميکند و بدون ديدن اين شيء، از آن عبور ميکند. کافي است شما ماده اي با خواص صحيح را داشته باشيد و بتوانيد نور را هدايت کنيد."

آزمايشگاه دانشگاه دوک کار بر روي تامتريال را با مجوزي از دايره پروژه هاي تحقيقاتي پيشرفته تدافعي
(Defense Advanced Research Projects Agency)
 که بخشي از وزارت دفاع ايالات متحده است، آغاز کرد. چنين موادي ميتوانند براي ساختن بخشهاي الکترونيک بسيار سبک در هواپيماها و خودروها و همچنين عدسيهايي بسيار کارآمد استفاده شوند.

شورينگ و ديويد اسميت در دانشگاه دوک به همکاري جان پندري
(John Pendry)
 از کالج سلطنتي لندن، به ايده استفاده از اين مواد براي شکستن نور و تابشهاي الکترومغناطيسي ديگر دست يافتند.

به گفته اسميت: "ما در حال کوشش براي راه اندازي نمايشي تجربي از اين تاثيرات هستيم. هنوز چند قدم ديگر بايد برداشته شود و ما در حال کار بر روي اين قدمها هستيم."

او افزود هر کسي که بخواهد چنين پوششي را بسازد بايد در ابتدا تصميم بگيرد که قصد دارد از ديد کدام پرتوها پنهان بماند. اين نامرئي بودن ميتواند به اين شکل هم مورد استفاده قرار بگيرد، شخصي که از طيف نور مرئي پنهان شده است ميتواند از ابزارهاي ريزموجي، صوتي يا مادون قرمز براي ديدن بيرون استفاده کند.

شورينگ ميگويد: "من ميخواهم که از تمام طيف نور مرئي پنهان شوم و اين کار بزرگي خواهد بود
نوشته شده توسط شقایق در ساعت 1:35 | لینک  | 

نيمه رسانايي بنام الماس

شايد به زودى تصور متداول درباره الماس ها، به كلى دگرگون شود. الماس هايى كه به خاطر زيبايى، كمياب بودن و زمان طولانى توليدشان ارزش فوق العاده اى داشتند، امروزه در آزمايشگاه و در مدت زمانى حدود يك ساعت به وجود مى آيند. اينكه اين دگرگونى چه تاثيرى در صنعت جواهرسازى يا قيمت الماس هاى طبيعى در بازار خواهد داشت هنوز در پرده اى از ابهام است. اما درباره نقش اين الماس هاى آزمايشگاهى در تكنولوژى، شايعه هايى برخاسته از مجامع علمى به گوش مى رسد.

بيشتر از هشتاد درصد از الماس هاى معدنى طبيعى به مصارف صنعتى از قبيل ابزارهاى برش يا مواد ساينده براى تراشكارى و پرداخت ديگر سنگ هاى قيمتى، فلزات، گرانيت و شيشه مى رسند. استفاده از الماس به عنوان نيمه رسانا نيز نيازمند شرايط ويژه اى مثل بالاترين درجه خلوص، بهترين بلورينگى و تعيين اتم ها به لحاظ الكتريكى فعال براى ايجاد گذرگاه الكتريكى در وسيله مورد نظر است. اما تمامى الماس هاى طبيعى به خاطر نقص ها، ناخالصى ها و ساختار ضعيف شان براى مصارف الكترونيكى نامناسبند. حتى با اينكه الماس هاى مصنوعى و طبيعى داراى كيفيت جواهرى بسيار ارزشمند هستند، اما ممكن است به خاطر رگه هاى ناچيز ناخالصى ها براى استفاده به عنوان نيمه رسانا مناسب نباشند. در واقع تنها خالص ترين اين سنگ ها در كاربردهاى الكترونيكى پرقدرت از سلفون ها گرفته تا كامپيوترهاى شخصى و خطوط ارتباطاتى قابل استفاده اند.

به گفته جيمز باتلر (J.Butler)، يكى از شيميدانان محقق در آزمايشگاه تحقيقات نيروى دريايى ايالات متحده، به لحاظ تاريخى سه مشكل عمده سر راه استفاده از الماس هاى طبيعى در كاربردهاى الكترونيكى وجود داشته است. الماس هاى طبيعى هميشه به شكل بازدارنده اى براى استفاده همه جانبه گران بوده اند و يافتن سنگ هاى بزرگ با خلوص كافى نيز بسيار دشوار است. علاوه بر اين هيچ دو سنگى دقيقاً شبيه هم نيستند و خواص منحصر به فرد در هر يك مى تواند مشكلاتى را در مدارهاى الكترونيكى به بار آورد. آخرين مشكل در استفاده از الماس براى كاربردهاى الكترونيكى و كامپيوترى نيز نياز به دو نوع الماس يعنى سنگ هاى نوع n و p براى هدايت الكترونيكى بوده است.

در دستگاه هاى مجتمع بايد از هر دو نوع الماس نيمه رساناى n و p، استفاده كرد اما الماس هاى نوع n به طور طبيعى وجود ندارند و الماس هاى نوع p الماس آبى، به قدرى نادرند كه هيچ راه مقرون به صرفه اى براى استفاده از آنها پيدا نشده است. به هر حال الماس هاى مصنوعى اين مشكلات را برطرف مى كنند. به گفته رابرت لينارس (R.Linares)، بنيان گذار كمپانى آپولو دياموند براى مثال مى توان با افزودن ناخالصى فلز برون به الماس، نوع P يعنى الماس آبى را توليد كرد. به طور مشابه دانشمندان مى توانند با افزودن فسفر به الماس هاى بى رنگ، الماس نوع n را نيز توليد كنند. ما براى استفاده از الماس به نوع نيمه رسانا در دستگاه هاى الكترونيكى پرقدرت نياز به تركيبى لايه اى از اين دو نوع الماس داريم. علاوه بر اين با توجه به اينكه الماس هاى بى رنگ خالص در عمل بيشتر از آنكه رسانا باشند عايق هستند، مى توان لايه هايى از آنها را به اين تركيب افزود.

امروزه نيمه رساناهاى بسيارى مثل سيليكون در گستره وسيعى از دستگاه هاى الكترونيكى به كار مى روند. اما الماس با توجه به دامنه تغييرات حرارتى و سرعت فوق العاده بيشترش، تنها در مقايسه با خلاء است كه عنوان دومين نيمه رساناى برتر جهان را به خود اختصاص مى دهد. الماس با داشتن چنين ويژگى هايى و به خصوص امروز كه آزمايشگاه قادر به توليد سنگ هاى خالص و ناخالص كنترل شده اند، مى تواند پايه گذار انواع سراسر نوينى از دستگاه هاى الكترونيكى پرقدرت باشد. با اينكه استفاده از الماس در صنايع الكترونيك به چند دهه ديگر واگذار شده است اما به اعتقاد لينارس اين سنگ قيمتى صنايع نيمه رساناسازى را به كلى دگرگون خواهد كرد.

الماس به طور طبيعى تحت فشارهاى زياد اعماق زمين و در زمانى طولانى شكل مى گيرد. اما در آزمايشگاه مى توان به كمك دو فرآيند مجزا در زمانى بسيار كوتاه تر الماس توليد كرد. فرآيند فشار بالا _ دما بالا (HP HT) اساساً تقليدى است از فرآيند طبيعى شكل گيرى الماس در حالى كه فرآيند رسوب گيرى بخار شيميايى (CVD) دقيقاً خلاف آن عمل مى كند. در واقع CVD به جاى وارد كردن فشار به كربن براى توليد الماس با آزاد گذاشتن اتم هاى كربن به آنها اجازه مى دهد با ملحق شدن به يكديگر به شكل الماس درآيند.

اين دو تكنيك براى اولين بار در دهه 1950 كشف شدند. به گفته باتلر كه هفده سال روى توليد الماس با استفاده از تكنيك CVD كار كرده است «از آنجا كه پيشگامان توليد الماس بدون فشار بالا در دهه 1950 با تمسخر سايرين از ميدان به در شدند. تكنولوژى CVD هنوز دوران كودكى اش را سپرى مى كند.» هر دو فرآيند قادرند با سرعتى خيره كننده الماس هايى با كيفيت جواهر توليد كنند اما در نهايت اين فرآيند CVD است كه به خاطر كنترل ساده ناخالصى و اندازه محصول براى تكنولوژى هاى الكترونيكى مناسب ترين خواهد بود.

فرآيند CVD با قرار دادن ذره بسيار كوچكى از الماس در خلأ آغاز مى شود. سپس گازهاى هيدروژن و متان به محفظه خلأ جريان مى يابند. در ادامه پلاسماى تشكيل شده باعث شكافته شدن هيدروژن به هيدروژن اتمى مى شود كه با متان واكنش مى دهد تا راديكال متيل و اتم هاى هيدروژن به وجود آيند. راديكال متيل نيز به ذره الماس مى چسبد تا الماس بزرگ شود. رشد الماس در تكنيك CVD، فرآيندى خطى است، بنابراين تنها عوامل محدودكننده اندازه محصول در اين روش بزرگى ذره ابتدايى و زمان قرار دادن آن در دستگاه است.

به گفته ديويد هلير (D.Hellier)، رئيس بخش بازاريابى كمپانى ژمسيس، «فرآيند HP HT نيز با ذره كوچكى از الماس آغاز مى شود. هر ذره الماس در محفظه هاى رشدى به اندازه يك ماشين لباسشويى، تحت دما و فشار بسيار بالا درون محلولى از گرانيت و كاتاليزورى فلزى غوطه ور مى شود. در ادامه تحت شرايط كاملاً كنترل شده اى اين الماس كوچك به تقليد از فرآيند طبيعى، مولكول به مولكول و لايه به لايه شروع به رشد مى كند.» گرچه جنرال الكتريك در توليد الماس ها به اين روش پيشگام است و الماس هاى ساخته شده با تكنيك HP HT را براى مصارف صنعتى به بازار عرضه مى كرد اما تا پيش از آنكه كمپانى ژمسيس با ساده سازى اين فرآيند امكان توليد نمونه هايى با كيفيت جواهر را فراهم كند، هرگز آن الماس ها به عنوان سنگ هاى قيمتى به فروش نرسيده بودند.

امروز هر دو كمپانى آپولو دياموند و ژمسيس الماس هاى جواهرى مى فروشند. اين الماس هاى «پرورشى» با قيمتى بسيار پايين تر از الماس طبيعى به فروش مى رسد. به گفته هلير «كمپانى ژمسيس از سال 2003 الماس هاى مصنوعى را با قيمت يك چهارم تا يك پنجم قيمت نمونه طبيعى به بازار عرضه مى كند كه از لحاظ رنگ، شفافيت، برش و قيراط مشابه سنگ هاى قيمتى طبيعى است. در واقع الماس هاى زينتى مصنوعى بخش كوچك و در عين حال پرسودى از صنعت الماس را تشكيل مى دهند. اين الماس هاى رنگى كه در مقايسه با همتاهاى بى رنگ شان فوق العاده كمياب و در نتيجه بسيار گران بها ترند با توجه به نوع ناخالصى ها در رنگ هاى گوناگون از قرمز و صورتى گرفته تا آبى، سبز و حتى زرد روشن و نارنجى توليد مى شوند. به گفته لينارس: «گرچه آپولو دياموند به زودى الماس هايى به رنگ آبى، صورتى و مشكى را عرضه خواهد كرد اما اين كمپانى با فروش الماس هاى بى رنگ مسير متفاوتى را در پيش گرفته است.» در واقع اين الماس ها مى توانند چنان كيفيت بالايى داشته باشند كه حتى ماشين هاى ساخته شده براى تشخيص سنگ هاى مصنوعى از طبيعى در تفكيك شان از يكديگر دچار مشكل شوند، همان طور كه امروزه برخى از بزرگ ترين الماس فروشان در صنعت نيز به زحمت از پس آن برمى آيند. شباهت فوق العاده نمونه هاى مصنوعى و طبيعى باعث شده است تا تاجران الماس براى تشخيص الماس هاى رنگى مصنوعى از سنگ هاى طبيعى دست به دامن آزمايشگاه هاى الماس بلژيك و ديگر نقاطى شوند كه به طور سنتى عهده دار تجزيه و تحليل و تاييد الماس ها از نظر بزرگى قيراط، رنگ و شفافيت هستند. به گفته جف ون روين (J.Van Royen)، يكى از فيزيكدانان شوراى عالى الماس آنتورپ «وظيفه ما حمايت از انجمن هاى الماس با يافتن شيوه هايى براى شناسايى الماس هاى مصنوعى و دست كارى شده است و با تكنولوژى فعلى مان كاملاً مطمئن هستيم كه مى توانيم از پس اين كار بر بياييم. اما با پيشرفته تر شدن تكنولوژى هاى رشد و دستكارى الماس، اين تكنولوژى فعلى ديگر ابزار مطمئنى نخواهد بود.»

آزمايشگاه آنتورپ و چند تايى ديگر در سراسر جهان براى تشخيص الماس هاى مصنوعى به طور عمده از دو نوع دستگاه استفاده مى كنند. در دستگاه نوع اول با تابش نور به الماس مشخصات طيفى نور جذب يا ساطع شده تجزيه و تحليل مى شود. اگر نشانه هايى از الماس مصنوعى مشاهده شد، آزمايشگاه دستگاه دوم را به كار مى گيرد كه اين دستگاه براى آشكار ساختن ساختار درونى كريستال از نور فرابنفش استفاده مى كند. به گفته ون روين «اين دستگاه ها نقص هاى موجود در الماس را حتى در مقياس ميكروسكوپى يا اتمى نيز بررسى مى كنند. ما در اينجا ساختار هاى رشد الماس را بررسى مى كنيم.» در واقع الماس ها نيز درست مثل درختان داراى حلقه هاى رشدى در اطراف هسته درونى هستند. الماس هايى كه در آزمايشگاه توليد يا براى تغيير رنگ دستكارى شده باشند، ساختار رشد متفاوتى از خود نشان مى دهند. بنابراين با اينكه آزمايشگاه ها با استفاده از اين دستگاه ها قادر به تشخيص الماس هاى مصنوعى از طبيعى هستند اما نگرانى عمده در صنعت الماس جايى است كه افراد بدون اين دستگاه ها توانايى تشخيص سنگ هاى مصنوعى را نخواهند داشت. به گفته ون روين «بيشتر مشترى يا حتى جواهرفروشان قادر به بيان تفاوت اين دو نمونه نيستند. با اينكه صنعت الماس هيچ مشكلى با الماس هاى مصنوعى ندارد، آنها مصرانه مى خواهند كه اين نمونه هاى مصنوعى به روشنى برچسبى داشته باشند تا مشترى نسبت به آنچه خريدارى مى كند كاملاً مطلع باشد.» بنا به اظهارات هلير و لينارس هر دو كمپانى ژمسيس و آپولو دياموند در تلاش اند تا اعتبار سنگ هاى پرورشى شان را تضمين كنند. براى مثال روى تمام الماس هاى پرورشى بزرگ تر از يك چهارم قيراط كمپانى ژمسيس، اسم كمپانى و شماره سريالى انحصارى با ليزر حك شده است. همچنين تمام سنگ هاى بزرگ تر از يك قيراط همراه با تاييد نامه رسمى از آزمايشگاه جواهر شناسى اروپا عرضه مى شود. اما به اعتقاد ون روين هنوز اين پرسش باقى است كه آيا تمام توليد كنندگان الماس لزوماً با وجدان هم خواهند بود. به گفته وى «در پايان انتظار داريم الماس هاى مصنوعى جايگاه مخصوص به خودى در بازار را پيدا كنند.» برخى ديگر از دست اندركاران صنعت الماس نيز ديد بهترى نسبت به اين سنگ هاى پرورشى دارند. به گفته مارتين راپاپورت (M.Rapaport)، رئيس گروه راپاپورت، شبكه اى از كمپانى هاى درگير در صنعت الماس «از چشم انداز سياست عمومى، انواع بيشتر محصول، انتخاب هاى بيشتر، قسمت هاى متنوع و رقابت يعنى بازار بهتر. در واقع اين شانس منطقى است كه بتوانيم در آينده اى قابل پيش بينى ابعاد صنعت الماس را دو برابر كنيم.» لينارس معتقد است سرانجام اين ميزان فروش سنگ هاى قيمتى است كه تنها وسيله پايان بخش به اين جدل خواهد بود و بازدهى هاى بزرگ در دل تكنولوژى هاى صنعتى است.

دورنماى الماس

ويژگى هاى ذاتى الماس خالص مثل نارسانايى و رسانايى الكتريكى فوق العاده و نيز عنوان سخت ترين و مقاوم ترين ماده شناخته شده در جهان، آن را تبديل به ماده طبيعى مناسبى براى كاربرد هاى صنعتى و الكترونيكى كرده است. به گفته جيمز باتلر «در پنجاه سال آينده تحقيقات شيميايى الماس در آزمايشگاه تحقيقاتى نيروى دريايى ايالات متحده احتمالاً منجر به ظهور لوازم الكترونيكى نوينى خواهد شد كه به راحتى جاى سيليكون به عنوان گزينه اى براى نيمه رساناها را اشغال مى كند. به عنوان برخى از كاربرد هاى عملى الماس مى توان به موارد زير اشاره كرد:

- لوازم الكترونيكى ولتاژ و توان بالا مثل ترن هاى سريع السير.

- دستگاه هاى فركانس بالا مثل رادار هاى پرقدرت و ايستگاه هاى مخابراتى سلولى.

- دستگاه هاى ميكرو و نانو الكترو مكانيكى مثل ساعت ها و فيلتر هاى تلفن هاى سلولى.

- محاسبات كوانتومى مثل موارد مورد نياز در ارتباطات امن.

- آشكارساز پرتو هاى پرانرژى مثل پرتو سنج هاى پزشكى.

- اپتيك و ليزر هاى پرقدرت مثل آنچه در كابل و خطوط تلفن يا پنجره شاتل هاى فضايى به كار مى رود.

- الكترود هاى الماسى مقاوم به خوردگى كه مى تواند محيط هاى آلوده را پاك كند.

 
نوشته شده توسط شقایق در ساعت 20:1 | لینک  | 

اينطوري حمام کردن را دوست داريد؟
اين ماهيها اسمشون garra rufa  هستش  . و اين شيوه حمام کردن تو ژاپن مرسوم است که اين ماهيا را تو استخر به تعداد زيادي ميريزند و طبق عادت غريزي که اين ماهيها دارند و تو عکس هم ميبينيد باعث از بين بردن ريز ترين اضافات روي بدن و مخصوصا درز هاي بين ناخن و گوشت که معمولا خوب شسته نميشود و يک ميکروب کشي واقعا عالي هست . اگر تو سرنوشتتون راهتون به ژاپن افتاد به اين استخر ها سري بزنيد و ما رو هم فراموش نکنيد .
 
 
 
 
 
 
 
نوشته شده توسط شقایق در ساعت 0:52 | لینک  | 

خود را بهتر بشناسيد!
 
تست خودشناسي
 
از ميان 9 شكل زير ، تصوير مورد علاقه خود را انتخاب كنيد . توجه داشته باشيد كه رنگ و شكل ، هر دو براي شما خوشايند باشند . سپس توضيح مربوط به هر شكل را بخوانيد و ببينيد چه شخصيتي داريد.
 
 
 
نوشته شده توسط شقایق در ساعت 1:24 | لینک  | 

 
 
 
 
درس پنجم: من خيلي خوشحال بودم... من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بوديم... والدينم خيلي کمکم کردند... دوستانم خيلي تشويقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده اي بود... فقط يه چيز من رو يه کم نگران مي کرد و اون هم خواهر نامزدم بود... اون دختر باحال ، زيبا و جذابي بود که گاهي اوقات بي پروا با من شوخي هاي ناجوري مي کرد و باعث مي شد که من احساس راحتي نداشته باشم... يه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون براي انتخاب مدعوين عروسي... سوار ماشينم شدم و وقتي رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت: اگه همين الان ۵۰۰ دلار به من بدي بعدش حاضرم با تو ................! من شوکه شده بودم و نمي تونستم حرف بزنم... اون گفت: من ميرم توي اتاق خواب و اگه تو مايل به اين کار هستي بيا پيشم... وقتي که داشت از پله ها بالا مي رفت من بهش خيره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقيقه ايستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم... يهو با چهرهء نامزدم و چشمهاي اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم! پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بيرون اومدي... ما خيلي خوشحاليم که چنين دامادي داريم... ما هيچکس بهتر از تو نمي تونستيم براي دخترمون پيدا کنيم... به خانوادهء ما خوش اومدي!
 
نوشته شده توسط شقایق در ساعت 1:18 | لینک  | 

    طناب

 
داستان درباره يک کوهنورد است که مي خواست از بلندترين کوه ها بالا برود.
او پس از سالها آماده سازي، ماجراجويي خود را آغاز کرد
 ولي از آنجا که افتخار کار را فقط براي خود مي خواست،
 تصميم گرفت تنها از کوه بالا برود.

شب بلندي هاي کوه را تماماً در بر گرفت و مرد هيچ چيز را نمي ديد. همه چيز سياه بود. و ابر روي ماه و ستاره ها را پوشانده بود 
 
همانطور که از کوه بالا مي رفت، چند قدم مانده به قله کوه، پايش ليز خورد،و در حالي که به سرعت سقوط مي کرد، از کوه پرت شد. در حال سقوط فقط لکه هاي سياهي را در مقابل چشمانش مي ديد و احساس وحشتناک مکيده شدن به وسيله قوه جاذبه او را در خود مي گرفت.
همچنان سقوط مي کرد و در آن لحظات ترس عظيم، همه ي رويدادهاي خوب و بد زندگي به يادش آمد.
 
اکنون فکر مي کرد مرگ چقدر به او نزديک است. ناگهان احساس کرد که طناب به دور کمرش محکم شد. بدنش ميان آسمان و زمين معلق بود و فقط طناب او را نگه داشته بود.

و در اين لحظه ي سکون برايش چاره اي نمانده جز آن که فرياد بکشد:


" خدايا کمکم کن"
 
ناگهان صدايي پر طنين که از آسمان شنيده مي شد، جواب داد:

" از من چه مي خواهي؟ "
 
اي خدا نجاتم بده!

- واقعاً باور داري که من مي توانم تو را نجات بدهم؟

- البته که باور دارم.

- اگر باور داري، طنابي را که به کمرت بسته است پاره کن!



يک لحظه سکوت
!!  و مرد تصميم گرفت با تمام نيرو به طناب بچسبد...
 
 


گروه نجات مي گويند که روز بعد يک کوهنورد يخ زده را مرده پيدا کردند.
بدنش از يک طناب آويزان بود و با دستهايش محکم طناب را گرفته بود.

او فقط يک متر با زمين فاصله داشت!
و شما؟
چه قدر به طنابتان وابسته ايد؟
ايا حاضريد آن را رها کنيد؟
در مورد خداوند هرگز يک چيز را فراموش نکنيد.
هرگز نبايد بگوييد او شما را فراموش کرده.
يا تنها گذاشته است.
هرگز فکر نکيند که او مراقب شما نيست.
به ياد داشته باشيد که او همواره شما را
 با دست راست خود نگه داشته است
نوشته شده توسط شقایق در ساعت 17:47 | لینک  | 

کتاب من چاپ شد:


برای اطلاعات بیشتر در مورد کتاب آوای شقایق اینجا کلیک کنید

نوشته شده توسط شقایق در ساعت 3:5 | لینک  | 

    for-U.jpg

نوشته شده توسط شقایق در ساعت 17:58 | لینک  |